خاطرات
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 19:15
خاطرات تاريخ : جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ | 19:17 | نویسنده : فرهاد قاید دلم گرفته استاین روزا در میان وزش بادهای سرد زمستانمیان خاطرات خوب و بدچه دلتنگ یاد تو می افتممیدانی چه دل تنگمدل تنگ روزای بچگیدل تنگ سحر هنگام بیدار شدن برای مدرسهکه تنها تورا نظاره گر باشمتا چشمانت رالبانت راصدایت راهمراه حسرت...
خواب
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 19:15
تاريخ : جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ | 19:19 | نویسنده : فرهاد قاید صبح امد از خواب پرید و نگریست با تعجب!!:همه جا روشن ,همه دل ها پاک همه حرفها شاد، همه بی باک همه اشک شوق بر چشم همه دسته گلی در دست همه اواز و رقص و پایکوبی غم و اندوه بارش را بستدید مرد مغموم ک می نالید به سحراین بار میخواند از شعف دل ...
شاعر
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 19:15
کتاب را در خیابان میسوزانند شعر را در زبان جراحی میکنند و شاعر را در زندان محبوس اما انگار تازه کار اند اندیشه شاعر را چه میکنند ?
غریو
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 19:15
تاريخ : سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶ | 21:44 | نویسنده : فرهاد قاید آغوشت را با وجودم اتش بزن در بستر خواب الوده ام مرا به نفس نفس اندازبگذار گیسوان در بادت نشانه ایی از صلح باشد و من آزادی خواهی که بر چوبه دار با لبخندی دوخته بر لبانم سرودی میشوم که تو را فریاد می کشدبرچسبها: فریاد صلح ازادای خواهی .: :.
خاطرات
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:01
خاطرات تاريخ : جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ | 19:17 | نویسنده : فرهاد قاید دلم گرفته استاین روزا در میان وزش بادهای سرد زمستانمیان خاطرات خوب و بدچه دلتنگ یاد تو می افتممیدانی چه دل تنگمدل تنگ روزای بچگیدل تنگ سحر هنگام بیدار شدن برای مدرسهکه تنها تورا نظاره گر باشمتا چشمانت رالبانت راصدایت راهمراه حسرت...
خواب
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:01
تاريخ : جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ | 19:19 | نویسنده : فرهاد قاید صبح امداز خواب پرید و نگریستبا تعجب!!:همه جا روشن ,همه دل ها پاکهمه حرفها شاد، همه بی باکهمه اشک شوق بر چشمهمه دسته گلی در دستهمه اواز و رقص و پایکوبیغم و اندوه بارش را بستدید مرد مغموم ک می نالید به سحراین بار میخواند از شعف دل اواز دگ...
دوبیتی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:01
دوبیتی تاريخ : جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ | 19:21 | نویسنده : فرهاد قاید ماه روشن کجایی کاین خورشید برایم عرض اندام میکندبا انکه نورت از اوست اما زیبایی تو تنها مرا خام میکندبیا تا درون شب مجلسی از جمع عشاق بسازیماسمان به عشق توست که شب را برای من بام میکند
اعتراف
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:01
ادمی خدا را افرید که حماقت خود را به نمایش بگذارد و هم نوع خود را کشت تا حماقت ش را ثبت تاریخی کند
احساسات
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:01
قلب های احساسیهیچگاه رنگ پیروزی را نخواهند دیدیا کنجی با مرگ هم اغوش میشنودیا دیر هنگام بی چراغ و بی نام بار هجرت می بندندو فسرده بر رهی ناشناخته قدم میگذارند تابه سرنوشتی دچار شوند
شاعر
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:01
کتاب را در خیابان میسوزانند شعر را در زبان جراحی میکنند و شاعر را در زندان محبوس اما انگار تازه کار اند اندیشه شاعر را چه میکنند ?
معشوق
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:01
ماه من با من دیوانه عاصی تو چرا سرد و سنگین شده ایی ? واژه گانت پر عتاب و دل چرکین شده ایی دل من بی طاقت دل من ایینه دل من میشکند دل من اب روان تو بشوی گیسوانت را دران دل من پاک و زلال از چه داری این حال ? غمزه ایی کن تا دل اری بدست عشوه ایی کن تاشوم سرخوش و مست مگذار بوته ایی تنها شوم مگذار بی کس و...
دوبیتی با زبان محلی لری
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:01
غمی دارم ، غمی ناله سر کن بیو تو قصه عشقه زیر و زبرکن مو با عشق پا به این هستی نهادم سینمه چاکش بده دلمه دربه در کن
رویا
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:20
اسمان ابی شعرهای کودکانه زم زمه وار مرا میخواند و مرا همانند رودی میبرد به انتها به انجا که دوری را احساس کنم و حس کودکانه ای که عمریست سکوت کرده است را به فریاد دراورم عجیب حسی دارم من .... تنها زمانیست که چنین حس دل انگیزی به من دست میدهد گریه ام از سر شوق _لبخندم دیگر مصنوعی نیست
عصیان
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:20
به کدامین قبله باید نماز گذارم ؟ برای چه ؟ xad- برای چه کس ؟ کدامین حاجت اجابت شده است؟ که من نماز گذارم؟ خویش گم شده است در گاه به گاه زندگانی خسته و بی جان بی میل و رغبت در سکوت و صحبت در افتاب سوزان ایا باید به دنبال کدا